..:::دفتر باد:::..
شعر و داستان
سلام شروع کردن هم حس قشنگیه شرمنده ام خداکنه شروع و پایان خوبی داشته باشم

گفته بودم
دست بر دیوار دور آن ور دریا می زنم
و تا هزاره ی شمردن چشم می گذارم
گفته بودم
غبار قدیمی تقویم را
از شیشه های شعر وخاطره پاک نمی کنم
گفته بودم
صدای سرد سکوت این سالها را
با سرود و سماع ستاره بر هم نمی زنم
اما دوباره دل دل این دل درمانده
تو را میهمان سایه گاه ساکت کتاب و کاغذ کرد
هی
همیشه همسفر حدود تنهایی
بگذار که دفتر دریا هم
گزینه ای از گریه های گاه به گاه من باشد
... نوشته شده در شنبه 1387/09/16ساعت
0:23 توسط قلم| |
| :قالبساز: :بهاربیست: |


