تبليغاتX
..:::دفتر باد:::.. - یاد کودکی بخیر ... عطر بارون و کوچه های خاکی !!! سادگی گذشته کجاست ؟؟


..:::دفتر باد:::..

شعر و داستان

 بی تو از آخر قصه های مادربزرگ می ترسم
 می ترسم از صدای این سکوت سکسکه ساز
میدانم ! عزیز
 می دانم که اهالی این حدود حکایت
 مدام از سوت قطار و سقوط ستاره می گویند
 اما تو که می دانی
 زندگی تنها عبور آب و شکفتن شقایق نیست
 زندگی یعنی نوشتن یاس و داس و ستاره در کنار هم
 زندگی یعنی دام و دانه در دمانه ی دم جنبانک
زندگی یعنی باغ و رگ و بی پناهی باد
 زندگی یعنی دقایق دیر راه دور دبستان
 زندگی یعنی نوشتن انشایی درباره ی پرده ها و پنجره ها
زندگی تکرار تپش های ترانه است
 بیا و لحظه یی بالای همین بام بی بادبادک و بوسه بنشین
 باور کن هنوز هم می شود به پکی قصه های مادربزرگ هجرت کرد
 دیگر نگو که سیب طلای قصه ها را
 کرم های کوچک کابوس خورده اند
 تنها دستت را به من بده
 و بیا

قلم

نوشته شده در سه شنبه 1387/09/26ساعت 1:11 توسط قلم| |


:قالبساز: :بهاربیست: